تبلیغات
ایستگاه دانایی
یکشنبه 25 بهمن 1388

سلولها ی گیاهی

   نوشته شده توسط:    

سلول  

پژوهش ها درباره سلول وبافتهای گیاهی از سال 1665 توسط رابرت هوک فیزیکدان  انگلیسی ,آغاز شد ودر آینده نیز ادامه خواهد داشت . هوک بامشاهد بافت چوب پنبه ای وحفره های میان تهی آن کلمه سلول را برای واحدهای تشکیل  دهنده این بافت به کاربرد . بررسیهای مختلفی که از آن زمان تا سال 1838 بر روی بافتهای گیاهی وجانوری انجام شد .همانندی واحدها ی ساختاری گیاهان وجانوران را مشخص ساخت . در این  سال نظریه سلولی موجودات زنده انتشار یافت . دراین تظریه سلول (یاخته ) به عنوان واحد ساختاری موجودات زنده معرفی شده است .

سلول گیاهی :

به طور کلی هر سلول گیاهی شامل دو بخش است پروتو پلاسم ودیواره سلولی .

پروتو پلاسم که فعالترین بخش زنده سلول به شمار می آید از غشای پلاسمایی ,سیتوپلاسم و هسته تشکیل یافته است .

سیتوپلاسم را از خارج  غشای فرا کرفته که بین دیواره سلول وسیتوپلاسم واقع است . در سیتوپلاسم اندامکهای متفاوتی وجود دارد . هسته حاوی  مولکولهای وراثتی  است وبه وسیله  غشایی احاطه می شود . درسلولهای ابتدایی مانند باکتریها هسته مشخصی  یافت نمی شود ولی اجزای مهم هسته ,یعنی مولکولها ی وراثتی  ,وجود دارند .

در خارج غشای سیتو پلاسمی (پلاسما ) سلولهای گیاهی دیواره ای به نام دیواره سلولی وجود دارد . این دیواره به منزله اسکلت خارجی سلول است . به آن شکل می دهد از محتویات درون آن حفاظت می کند وهمچنین مسئول استحکام وسختی  بعضی از بافتهای گیاهی است .

در یک سلول  گیاهی در حال تقسیم که در دو قطب آن دو هسته جدید پدید آمده است ,لایه نازکی در استوای سلول تشکیل      می شود ومقدمات تشکیل دو سلول جدید را فراهم می آورد . این لایه را تیغه میانی  میگویند واز جنس پکتات کلسیم  است .

ضمن بزرگ شدن سلول ها  لایه نازک جدید ی به وسیله هر سلول  در طرفین تیغه میانی ساخته میشود . این لایه را دیواره نخستین  می نامند و جنس آن پکتوسلولزی است  دیواره نخستین پیوسته نبوده و از رشته های بسیار نازک وانعطاف پذیر به وجود آمده ودر نتیجه از بزرگ شدن سلول جلوگیری نمی کند.

در عده ای از سلولها دیواره جدیدتری به نام دومین دیواره  از درون برروی  دیواره نخستین  ساخته می شود  که منحصرا" از جنس سلولز است  سلو لز به صورت رشته های نازکی در روی دیواره رسوب میکند  استقرار  فیبرهای سلولزی موجب استحکام دومین دیواره می شود

در بافتهای چوبی دیواره سلولی به خاطر رسوب مادهای به نام چوب یا لیگنین باز هم ضخامت بیشتری حاصل  میکند . به طوری که در بعضی سلولها  ضخامت دومین دیواره به حدی افزایش می یابد که جایی برای سیتوپلاسم  باقی نمی گذارد و در این حالت سلول میمیرد

باید توجه داشت که ضخیم شدن سلول از بیرون به درون صورت میگیرد .

تغییرات دیواره سلولی : کوتینی شدن و چوبی  شدن و چوب پنبه ای شدن و کانی شدن  و ژله ای شدن

پلاسمو دسماتا : سلولها ی گیاهی از راه منافذ بسیار ریزی که در هنگام ساخته شدن دیواره اسکلتی پدید می آیند باهم ارتباط پیدا می کنند . از راه این منافذ رشته های سیتو پلاسمی عبور کرده دو سلول مجاور رابه هم پیوند می دهند . به هر رشته سیتوپلاسمی ارتباط دهنده  پلاسمو دسم وبه چند پلاسمو دسماتا می گویند .

لانها : ضخامت دیواره اسکلتی بین دو سلول مجاور در همه نقاط یکسان نیست . به نقاطی که دومین دیواره در آن نازک باقی می ماند ویا به وجود نمی آید لان  می گویند


دوشنبه 19 بهمن 1388

22بهمن 88

   نوشته شده توسط:    

حضور همه ما ایرانیان غیور در راهپیمایی دشمن شکن 22بهمن برای حمایت از رهبر انقلاب اسلامی و همپیمان شدن دوباره با شهدا وامام راحل

ما همان جوانان اویل انقلابیم علی زمانمان راتنها نمی گذاریم ویک صدا بازهم ازستمگر وطرفدار ستمکار نفرتمان رااعلام میکنیم

ما دنبال رو راه امام حسین (ع) ویارانشان هستیم هیچ موجی نه سبز نه زرد نه سرخ .........نمی تواند مارا ازادامه دادن  راه شهیدان وامام  مان جدا کند

الهم عجل لولیک الفرج




دوشنبه 19 بهمن 1388

زنبور،آیتِ الهی

   نوشته شده توسط:    

    

شانزدهمین سوره  یقرآن مجید،سوره ی نحل(زنبور عسل) است.در این سوره  به بسیاری از نعمت های خداوند اشاره شده است.یکی از این نعمت ها وجود حشره ای به ظاهر ضعیف به نام زنبور عسل است.این حشره تواناییهای شگفت انگیزی دارد.دانشمندان  تاکنون به  برخی از تواناییهای این حشره ی سودمندپی برده اند.یکی از این تواناییها فرود آمدن ایمن زنبوران است.دانشمندان می گویند: زمانی که زنبورها به سطحی نزدیک می شوند به تدریج سرعت خود را به منظور متوقف شدن همزمان با انطباق سرعت با ابعاد هدف فرود کاهش می دهند. محققان با ساختن سکویی که امکان تغییر دادن آن به هر زاویه ای امکانپذیر بود به مشاهده فرایند فرود زنبورها پرداختند.

دانشمندان با استفاده از آب قند زنبورهای عسل را به گونه ای آموزش دادند که برای چندین بار به سوی سکو پرواز کرده و بر روی آن فرود آیند. طی این مرحله از تمامی حرکات زنبورها توسط دوربینی پر سرعت تصویربرداری شد. این تصاویر نشان دادند زنبورها بدون توجه به مسطح بودن یا غیر مسطح بودن سکو در فاصله 13 میلیمتری از سطح ،سرعت خود را کاهش می دهند و سپس فرود می آیند. در واقع این تصاویر ثابت کردند که زنبورها این فاصله را با کمک چشمهای خود اندازه گیری کرده و تخمین می زنند.

در صورتی که سکوی فرود مسطح باشد زنبورها به سادگی و با کمک پاهای پشتی خود فرود می آیند. در صورتی که سکو در زاویه ای میان عمودی تا واژگون قرار داشته باشد زنبور ابتدا با کمک شاخکهای خود به سوی سکو نشانه گرفته و آن را بررسی می کند، سپس پاهای جلویی خود را بالا کشیده و پس از پاهای میانی و پشتی، آنها را بر روی سطح قرار داده و فرود می آید.

به گفته محققان این حرکات زیبا و آکروباتیک را می توان به راحتی در طراحی هواپیماها مورد استفاده قرار داد. سیستمهای فرود کنونی از سیستم تابش پرتو استفاده می کنند که با توجه به شیوه فرود زنبورها، این سیستمها بسیار پیچیده تر از حد نیاز به نظر می آیند. دانشمندان معتقدند زنبورها با استفاده از سیستم بیولوژیکی خلبان خودکار فرود می آیند که می توان آن را در سیستمهای دست ساز بشر نیز شبیه سازی کرده و از آن برای فرودهای بدون نقص و کم خطر استفاده کرد.

آری،انسان می تواند از زنبورها چیزهایی یاد بگیرد که به سادگی متوجه آنها نمی شود.جالب اینجاست که مغز زنبور به اندازه یک دانه کنجد است  و در حدود یک میلیگرم وزن دارد.بااین همه،زنبورها تا کنون منبع الهام بسیاری از مطالعات انسانی بوده اند.رفتار زنبورها پر از رمز و راز است.رقص زنبورها نشانه ی برقراری ارتباط آنها با هم است.آنها به این وسیله محل شهد گل ها را به هم اطلاع می دهند.دانشمندان می گویند با این که تاکنون تحقیقاتی در مورد رقص زنبورها صورت گرفته،اما بشر هنوز هم نتوانسته تمامی ابعاد شگفت انگیز رقص زنبورها را درک نماید و جزئیات آن را بفهمد.زنبور عسل یک آیت الهی است.عسل،این محصول شیرین و گوارای زنبورها،یکی از شفابخش ترین خوراکیهایی است که در جهان پیدا می شود.با خوردن عسل می توان در برابر بیماریها مقاوم شد.عسل هم غذاست و هم دارو.همانطور که در سوره ی نحل ،آیات 68 و 69 چنین می خوانیم:

وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ. 

 پروردگار تو به زنبور عسل وحى [= الهام غریزى] كرد كه از پاره‏اى كوهها،

      و از برخى درختان، و از آنچه داربست [و چفته ‏سازى] مى‏كنند، خانه‏هایى براى خود درست كن.
      ثُمَّ كُلِی مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِی سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَةً لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ .

  
069. سپس از همه میوه‏ها بخور، و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى؛
      [آنگاه] از درون [شكم]، آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بیرون مى‏آید.
      در آن، براى مردم درمانى است.
      راستى در این [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند، نشانه [قدرت الهى] است.
وجود این حشره،نشانه ی قدرت پروردگار است.پروردگاری که از چیزهاى پاكیزه به ما روزى بخشید تا شکرگزار نعمت هایش باشیم.


شنبه 26 دی 1388

گلها در باغ ایرانی

   نوشته شده توسط:    

در باغ ایرانی گلها را معمولا پای درختان در حاشیه خیابانها می‌كاشتند. ایرانیان از گلهایی استٿاده می‌شد كه علاوه بر زیبایی دارای خواص مٿید دیگری نظیر عطر خوش‌، استٿاده‌های طبی و خوراكی بودند استٿاده می‌كردند. در بعضی از باغها قسمتی از محوطه باغ‌، بنام باغچه، یا گلزار یا گلستان كه معمولا ً نزدیك بنای اصلی بود را به كاشت گل اختصاص میدادند                                                                     
                                                                                                                     
 شمعدانی معمولی: Geranium hortorum
Geraminaceae: تیره
شمعدانی انواع مختلٿی دارد و از گلهایی است كه سابقه كشت آن در ایران بسیار طولانی است و هر كجا كه آب و هوا اجازه كشت آنرا میداد كاشته می شد . شمعدانی گیاهی دائمی و مقاوم نسبت به سرما و سایه است. شمعدانی معمولی از همه معروٿتر و بسیار پرگل و زیبایی می ‌باشد. برگهای آن سبز با حاشیه كرم و رنگین می‌باشد. در زمستان كه تابش آٿتاب ضعیٿ است گل نمی دهند و در تابستان بهتر است درسایه نگهداری شوند.
از انواع دیگر شمعدانی كه در ایران كاشته می‌‌شدند می‌توان و شمعدانی بهار هلو كه در تهران بسیار كشت می‌شد‌، شمعدانی عطری كه برگهای زیبا با شیارهای عمیق آن بسیار معطر است و شمعدانی اژدری (Pelargoniumdomesticum) كه كشت آن در بسیاری از نقاط ایران متداول است نام برد. در آخر می توان به شمعدانی پیچ Pelargonium peltatum كه برگها در این نوع نسبتاً پهن و گیاه حالت رونده دارد اشاره كرد.

2- سوسنLilium longiflorum
Liliaceae : تیره
گلهای آن بسیار زیبا است و در ٿصل بهار گل می‌دهد. دارای پیاز و تك لپه‌ای است. پیازها را معمولاً در ماههای آذر و دی در گلخانه‌ها می‌‌كارند .گل آن درشت و به گلهای مختلٿ زرد، سٿید، نارنجی و قرمز است.

3- بنٿشه :Viola
Violaceae: تیره
شامل گونه‌های بنٿشه معطرV.odorata‌، بنٿشه ٿرنگی V.altaica وبنٿشه سه رنگ V.tricolor بنٿشه V.lutea است.
انواع وحشی آن نیز درایران موجود است. گیاهی یكساله و مقاوم به سرما است. در نیمه دوم مرداد ماه بذر آن در هوای آزاد و در بستری از یك خاك سبك كشت می ‌شود در مهر و آبان به محل اصلی برده می‌شود و تا اواسط بهار سال آینده دارای گل می‌باشد و مقاوم است. عملیات به نژادی و دو رك گیری در مورد این گیاه در دنیا بسیار انجام گرٿته و بهترین نوع آن نسل اول (F1) است. بدیهی است نسلهای بعدی كیٿیت و موغوبیت پایین‌تری دارند . برگهای آن ساده و متناوب و دارای گوشوارك می‌باشند.
گلها نامنظم و منٿرد، 5 گلبرك، 5كاسبرگ و 5 پرچم و یا مادگی سه برچه‌‌ای دارد.حاوی ماده آلكا لوئیدی ویولین (violine) می باشد.

4- نرگس: Narcissus poeticus
Amaryllidaceae : تیره
گیاهی تك لپه‌، پیازی و دائمی است و گلهای آن معطر و زیبا است. در باغهای تاریخی بسیاركشت می‌شده است. واریته‌های آن بسیار زیاد و بسته به درشتی و ریزی گل آن طبقه بندی می‌شوند. دارای گلهای شیپوری شكل به رنگ زرد و یا زرد سٿید می‌باشد. تكثیرآ ن بوسیله بذر و پیاز صورت می‌گیرد. گیاهی علٿی‌، دائمی با برگهای ساده است و باریك گلهای آن منظم‌، منٿرد بوده و در ابتدا در غلاٿی پوشیده‌اند است. میوه آن بصورت كپسول ( میوه‌ای است كه از تخمدان مركب بوجود آمده و در هر برچه چند دانه تولید می‌شود) بوده دانه آلبومن و محتویات غذایی دانه زیاد دارد.

5-گل حنا: Impatien balsamina saminaceae
گیاهی گلدانی، با گلهای ظریٿ است كه هرگل آن 5 گلبرگ قرمز حنایی دارد. برگهای آن ظریٿ و به رنگ سبز روشن است. و این گیاه بوسیله قلمه تكثیر می‌شود.
از زمانهای قدیم درایران كشت می‌شده و رنگ صورتی آن نیز موجود است. تكثیر این نوع گل از طریق كاشت بذر نیز به آسانی صورت می‌گیرد.

6- اختر: Canna generalis
Cannaceae :تیره
گیاهی است دائمی‌، با ریزومهای ( اندامهای زیر زمینی كه بعضی گیاهان به جای ریشه دارند) قومی روی آن جوانه های درشتی رشدونمو می كند. نسبت به سرمای زیاد حساس است. در تابستان به گل می‌نشیند و گلهای آن به رنگهای سرخ‌، نارنجی‌، زرد است.


7- میخك:Dianthus cayophyllus
Caryopyllaceae: تیره
گیاهی است بسیار قدیمی با سابقه طولانی كاشت كه به خاطر گلهایش در سراسر جهان معروٿ است. هم به صورت شاخه بریده و هم در باغچه ها قابل كاشت است گل آن در رنگهای بسیار متنوع و بسیار پرپر است. انواع وحشی آن نیز در كوهستانهای ایران‌، بیشتر در محلهای سنگی می‌روید. برگهای آن متقابل‌، ساده‌، باریك است و جام گل آن دارای 5 گلبرگ دندانه دار است كه از دو قسمت پهنك (قسمت پهن گلبرگ )و ناخنك ( قمست باریك گلبرگ )تشكیل شده است.
تكثیر میخك غالباً از طریق رویشی و توسط قلمه گیری از شاخه های سبزآن صورت می گیرد.

8- قرنٿل: Dianthus barbatus
Caryophyllaceae : تیره
گلی بسیار زیبا است كه گلهایش رنگ‌های متنوع داشته و در حاشیه‌ها استٿاده می‌شود. در ایران از قدیم در باغها كشت می‌‌شده است. نسبت به سرما مقاوم است. بذر آن در تیر و مرداد كشت و نشاها در شهریور و مهر به محل اصلی منتقل می شود.


9- گل صابونی ( بغدادی) Soponaria officinalis
Caryophyllaceae: تیره
از این‌رو به آن صابونی می‌گویندكه برگهای آن دارای ماده ساپونینی (Saponin) است و مانند صابون درآب كٿ می‌كند، در بسیاری از منابع بعنوان یكی ازگلهای اصلی باغها ذكر شده است.

10-ستاره‌ای : Aster sp
Compositeae : تیره
دارای گونه های(Variety) بسیار زیاد است. گلهای ریز و ستاره ای شكل به رنگ سٿید، آبی و طلایی دارد. روز كوتاه ( گیاهانی كه به كمتر از 12 ساعت نورآقتاب در یك شبانه روز نیاز دارند) و دارای انشعابات متعدد می باشد. تكثیر آن غالباً از طریق كاشت بذر در اوایل اردیبهشت انجام می ‌شود و حدود 5 ماه بعد ازكاشت بذرها به گل می نشینند.

11- همیشه بهار: Calendula sp.
Compositeae :تیره
از گلهای پاییزی است و تا اوایل بهار دوام دارد. گلهای آن زرد طلایی است. در باغها‌، در حاشیه‌ها و پای درختان ونیز نزدیك عمارت كاشته می‌شده است.

12- جعٿری:Taget erecta
Compositeae :تیره
یكی ازگلهای قدیمی است كه از سالها پیش كشت و پرورش آن درایران معمول بوده است. گل بهاره و تابستانه( نشاهای آن در ٿضل بهار وتابستان به محل اصلی كاشت منتقل می‌شوند. گل بهاره به گلی می‌گویند كه در بهار به گل می‿نشیند) است. بذر آن به طور معمول در اردیبهشت ماه در خزانه ای آماده شده‌، سپس كشت می‌شود. نشا ظرٿ دو ماه آماده كاشت در محل اصلی است.

13-آهار:Zinnia elegans
Compositeae : تیره
بذر آنرا در اردیبهشت ماه در خزانه می‌كارند و در تیر ماه آنرا نشا كار می‌كنند. این گل از گیاهانی است كه بذر آن مستقیماً در محل اصلی یعنی حاشیه‌های گل‌كاری كاشته می‌شود. رشد آن بسیار زیاد است. ارتٿاع آن بیش از گلهای دیگر است و در حاشیه‌‌های گل‌كاری باید در جای مناسب كاشته شود .گل آن بسیار زیباست و در باغهای قدیمی بسیار از آن استٿاده می‌شده است.


14-كوكب:Dahlia
Compositeae : تیره
از گیاهان دائمی است و ریشه های غده ای آن در برابر سرما مقاومت ندارد. رنگ گلها در آن بسیار زیبا و متنوع است‌، خصوصاً در نواحی كوهستانی كه تابستانهای خنك تری دارد. گل آن بسیار درشت و رشد آن قابل ملاحظه است.

15-كوكب كوهی :Rudbeckia fulgida
Compositeae : تیره
یك گیاه دائمی با گلها زرد است كه در وسط به رنگ تیره و سیاه می گراید. گلهای كوكب كوهی با ساقه های بلند جلب توجه می‌كند. در آغاز بهار از طریق تقسیم بوته تكثیر می‌‌شود.

16- رعنا زیبا:Gaillardia
Compositea : تیره
یك گل زیبای دائمی است. در اواخر خرداد و تقریباً در تمام طول تابستان گل می‌دهد. گلهای آن قرمز، صورتی و زرد است. تكثیر آن به آسانی از طریق تقسیم بوته در بهار انجام می‌گیرد.

17- داودی:Chrysanthemum morifolium
Composite: تیره
این گیاه هم بیرونی وهم آپارتمانی می‌باشد. به طور مصنوعی در تمام ٿصول در گلخانه‌های با تجهیزات كاٿی به گل می نشیند. یكی از گلهای بسیار مهم است. در باغ ایرانی رایج و متداول بوده است. طرز تكثیر داوودی از طریق ریشه داركردن قلمه‌های انتهایی شاخه صورت می گیرد. قلمه‌ها ی ریشه دار را مستقیماً در گلدانهای مناسب كشت می‌‌كنند. به طور معمول ٿصل گلدهی آنها پاییز و اوایل زمستان می‌باشد.

18- نیلوفر:Ipomoea ticolor
گیاهی یكساله با گلهای آبی رنگ است. به صورت خودرو هم رشدونمو می‌‌كند . رشد آن بسیار زیاد و ظرٿ یكماه به ارتٿاع 3 متر می‌رسد در تابستان گل می‌دهد. بالاروند و مناسب پرچین‌‌ها و چٿته‌‌ها) به غلط به آن آلاچیق می‌گویند( دانش دوست یعقوب‌، باغ ایرانی) می‌‌باشد .
 


دوشنبه 21 دی 1388

ریاضی را با صبوری به كلاس اولی ها بیاموزیم

   نوشته شده توسط:    

ریاضی راباصبوری به کلاس اولی ها بیاموزیم

خواندن و نوشتن مهارت های مهمی هستند كه پایه آن در كلاس اول شكل می گیرد. كلاس اول و دروس آن كودكان را برای یادگیری بیشتر و بهتر یاری می كنند، اما در این میان درس ریاضی نقش مهمی را نسبت به سایر دروس ایفا می كند.
    در كلاس اول كودكان از ریاضیات ذهنی و شمارش با دست به سمت نوشتن و محاسبه اصولی اعداد حركت می كنند.
    اگرچه كودكان هنوز به آموختن با حس دیداری و لامسه خود در این مقطع نیاز دارند، اما به این امر نیاز دارند تا بسیاری از افكار ریاضی خود را روی كاغذ منتقل كنند.
    به طور كلی ریاضی كلاس اول به بخش هایی چون مفهوم اعداد، هندسه، ٤ عمل اصلی و حل كردن مسائل تقسیم می شود.
    ٤ عمل اصلی مجموعه ای از مهارت های ریاضی است كه به كودك می فهماند اعداد، نمایانگر مقدار هستند و او می تواند با استفاده از اعداد مقدار و كمیت را نشان دهد.
    برای پیشرفت در درس ریاضی، كودك شما باید در این مقطع عناصر اصلی ذهنی متعددی را بیاموزد، از آن جمله:
    • یادگیری اعداد و شمارش آن ها تا ١٠٠.
    • درك مفاهیمی چون اندازه گیری و سنجش.
    • فهم درست كلمات ریاضی مثل « بیشتر از»، « كمتر از»، « جمع »، « منها » و « تفریق».
    • یادگیری مفاهیم نسبت و تناسب.
    •شناخت رنگ ها و اشكال هندسی.
    به همین خاطر در این سطح كودكان یاد می گیرند كه :
    • با استفاده از اشیاء، تركیب و جدا كردن را بیاموزند.
    • اشكال مختلف را طبقه بندی و دسته بندی كنند.
    • « بیشتر»، «كمتر» و«مساوی» را با یكدیگر مقایسه كنند.
    • مفهوم نیمی از یك چیز را بفهمند.
    بنابراین فرزند شما در پایان كلاس اول توانایی انجام این فعالیت ها را خواهد داشت:
    • جمع و تفریق كردن اعداد تك رقمی.
    • پیش بینی نتیجه محاسبات ساده ریاضی.
    • شمردن پول.
    • تشخیص جایگاه ارزشی اعداد.
    • شناخت اشكال هندسی.
    • آشنایی با مفهوم تناسب.
    • شمارش اعداد بزرگتر از ١٠٠.
    البته والدین نیز می توانند با به كارگیری روش های متعددی به فرزند خود در این مقطع حساس كمك كنند تا زمینه ساز موفقیت های بعدی او در كلاس های بالاتر شوند:
    • به او كمك كنید تا بتواند از ١ تا ١٠٠ و برعكس بشمارد.
    این كار را می توانید با اعداد دیگر كمتر از ١٠٠ نیز انجام دهید. كمك و تشویق شما موجب می شود تا او پیشرفت های سریع و بهتری داشته باشد.
    • روزنامه ها، مجلات و بروشورها را باز كنید. به یكی از اعدادی كه او می شناسد، اشاره كنید و از او بخواهید آن را بخواند.
    این كار را برعكس نیز می توانید انجام دهید. یك عدد را بگویید و از فرزندتان بخواهید آن را بین اعداد دیگر تشخیص دهد.
    • بخشی از مفهوم شناسایی و درك اعداد این است كه كودك شما بتواند آنها را در موقعیت های مختلفی چون ضرب كردن، استفاده از كلمات، و بیان اعداد تشخیص دهد.
    مثلاً یك كودك در كلاس اول باید تشخیص دهد كه ٤ یعنی یكی بزرگتر از ٣، ٢+٢، ٤ عروسك و چهارمین طبقه.
    برای یادگیری بهتر می توانید یك عدد را روی كاغذ بنویسید و از فرزندتان بخواهید آن را حدس بزند.
    از طریق «كمتر از» و «بیشتر از» او را راهنمایی كنید تا به عدد مورد نظر برسد.
    • « اگر من بخواهم ٢ كلوچه بخورم، تو ٣ كلوچه بخوری، چند تا كلوچه نیاز داریم؟» با استفاده از مداد، كبریت و یا هر وسیله دیگری كه بتوان مفهوم اعداد را رساند می توان این كار را انجام داد. به او چهار عمل اصلی را بگویید و نشان دهید كه ٢+٣می شود ٥.
    • هنگامی كه كودكتان مشغول بازی كردن است، از فرصت استفاده كرده و اعداد ترتیبی را به او آموزش دهید. نشان دهید چه كسی اول، دوم و سوم است.
    اگر فرزند شما با تكالیف در خانه اش مشكل دارد، كاغذ و مداد را كنار بگذارید و در جریان زندگی معمولی مفاهیم را به او منتقل كنید. به طور مثال؛ اگر در نتیجه گیری جمع و تفریق مشكل دارد می توانید با كمك سكه های پول آن را عملاً نشان دهید.
    اگر كودك شما با مفاهیم مثلاً كسری مشكل دارد یك كیك را به چند قسمت تقسیم كنید و به او مفاهیمی چون كل، نیم و سه چهارم را نشان دهید و از او بخواهید كه آن ها را با استفاده از تكه های جدا شده كیك نشان دهد.
    اما مسئله مهم تر این است كه برای كمك به فرزندتان در درس ریاضی باید خلاقانه رفتار كنید و بیشتر و مهمتر از آن اینكه صبور باشید.
    این مهارت های سختی است كه كودكان به مرور زمان می توانند در آن موفق شوند.
    منبع : سایت روزنامه ایران
     امی جیمز و جن شروین / مترجم: شیما جمالی


دوشنبه 21 دی 1388

ابتکار گوس

   نوشته شده توسط:    

 

در ریاضیات آنچه كه مهم است فكر كردن، استدلال كردن و نتیجه گرفتن است . ریاضیات راهی برای اندیشیدن و روشی برای استدلال و درست فكركردن است . استدلال وسیلهای است كه به كمك آن میتوان از روی اطلاعاتی كه داریم حقایقی را كشف كنیم . البته ریاضیات به تجربه و مشاهده نیز مربوط می شود ولی قسمت اعظم آن همان اندیشیدن، استدلال كردن و نتیجه گرفتن است. گوس ریاضی دان آلمانی ده ساله بود. روزی معلم از دانش آموزان كلاس خواست كه مداد و كاغذ بردارند و حاصل جمع اعداد 100 تا1 را به دست آورند. دو دقیقه نگذشته بود كه معلم گوس را دید كه به كار دیگری مشغول است از او پرسید : چرا مسأله را حل نمی كنی؟ او جواب داد: تمام شد. معلم با ناراحتی گفت: این غیر ممكن است ولی كوس گفت: خیلی هم آسان بود

اول چنین نوشتم : 100+99+98+97+...+3+2+1

و بعد چنین: 1+2+3+...+96+97+98+99+100

و جفت جفت از اول با آخر جمع كردم :

101+101+101+...+101+101+101+101 بدین ترتیب 50 تا عدد 101 به دست آوردم كه حاصل جمع آنها

میشود 5050=101?50 پس حاصل جمع اعداد 1 تا100

میشود 5050


دوشنبه 21 دی 1388

ریاضیات درگذشته

   نوشته شده توسط:    

از قدیم ریاضی به دو دسته ی حساب و هندسه تقسیم میشده در یونان بیشتر ریاضیدانان بزرگ به علم هندسه پرداخته اند زیرا در آن زمان كه یونانی ها برده داری میكردند علومی را كه كاربردی بود تحقیر میكردند زیرا آنها تمام كارها و علوم كاربردی را مختص برده ها می دانستند و چون فكر میكردند كه علم هندسه كاربردی ندارد به علم هندسه پرداختند و كشفهای زیادی را در هندسه به دست آوردند ولی در زمینه ی حساب ضعف های زیادی داشتند البته در چند سده ی آخر كه بیشتر دانشمندان به اسكندریه رو آورده بودند كارهای اندكی در زمینه ی ریاضیات محاسبهای داشتند.یونانی ها حتی نتوانستند راه ساده ای برای عدد نویسی پیشنهاد كنند و عددها را به كمك حروف الفبا مینوشتند. اما در سده ها و هزاره های پیش از دانش یونان مردمی كه در سرزمینهای ایران، بابل، مصر، چین و جاهای دیگر زندگی می كردند از آن جا كه به كاربرد های ریاضیات نظر داشتند نه تنها در عدد نویسی، كه به طور كلی در زمینه های مختلف ریاضیات محاسبه ای، بسیار پیشرفته بودند و با عددهای كوچك و بزرگ كار می كردند.


شنبه 5 دی 1388

شهادت امام حسین (ع)و یارانشان

   نوشته شده توسط:    

امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیه السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان (مصباح المتهجد/758) از سال سوم ( کافی 4638) یا پنجم شعبان از سال چهارم هجرت (ارشاد / 198) دیده به جهان گشود . کنیه ایشان ابوعبدالله و از جمله لقبهایشان رشید - طیب - وفی - زکی - مبارک - سبط و سید آمده است ( کشف الغمه 216/2 ) آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر مهترش امام حسن علیه السلام فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را مدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول الله صلی الله علیه و آله و سی سال در کنار امیرالمومنین و ده سال با امام حسن علیهما السلام گذراند. ( تاریخ اهل البیت /76) و به سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن علیه السلام امامت شیعیان را بر عهده گرفت .( کافی 461/1 و 462 امامت آن حضرت مقارن با حکمرانی معاویه بود و از آنجا که امام حسن علیه السلام با او صلح کرده بود ایشان نیز همان روش و سیره را ادامه داد . چه با مجاهدتهای امام حسن علیه السلام حق و باطل برای مسلمانان شناخته شده بود و اصل اسلام در خطر جدی قرار نداشت . خطر از آنجا آغاز شد که معاویه به سال 59 هجری تصمیم گرفت پسرش یزید را به عنوان خلیفه پس از خود تعیین کند و برای اطمینان از وقوع چنین امری بر آن شد که در زمان حیات خود از مردم برای او بیعت بگیرد .معاویه خود نخستین کسی شد که با پسرش یزید دست بیعت داد . ( مروج الذهب 36/3 و 37 ابن سعد در طبقات می نویسد : حسین بن علی بن ابیطالب از جمله اشخاصی بود که با یزید دست بیعت نداد . وی می افزاید : با مرگ معاویه در سال 60 هجری پسرش یزید بر مسند خلافت تکیه زد و مردم با وی بیعت کردند. آن گاه یزید با ارسال نامه ای به حاکم مدینه نوشت : مردم را فراخوان و از آنان بیعت گیر . و از بزرگان قریش آغاز کن و نخستین آنان حسین بن علی باشد ( تراثنا ش 164/10  چون حاکم مدینه از امام حسین علیه السلام بیعت خواست حضرتش در پاسخ گفت : ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم . و یزید فاسق میگسار و آدم کش است . و مثل من با مثل او بیعت نکنند . و در سخنی دیگر فرمود : و بر اسلام سلام باد آنگاه که این امت به حاکمی چون یزید مبتلا شود و غیره . مسعودی مینویسد : یزید مردی عیاش بود . پرندگان شکاری و سگ و میمون و یوز نگه میداشت و میگساری می کرد . . . و در ایام وی غنا در مکه و مدینه رواج یافت و لوازم لهو و لعب به کار رفت و مردم آشکارا میگساری می کردند  .

و درباره رفتار او با رعیت می گوید : فرعون در کار رعیت از او عادل تر و در کار خاصه و عامه مردم خویش منصف تر بود . ( مروج الذهب 77/3 و 78

امام حسین علیه السلام چون اوضاع مدینه را واژگونه یافت درنگ در آن شهر مقدس را جایز ندانست و در روز یکشنبه دو روز مانده به آخر رجب از سال 60 هجری به اتفاق اهل بیت و یاران خود راهی مکه شد . ( ارشاد / 201

آن حضرت هدف از خروج خویش را در وصیتی به برادرش محمد بن حنفیه چنین بیان فرمود : حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم صلی الله علیه و آله . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب علیه السلام رفتار کنم و غیره

امام حسین علیه السلام به فاصله 5 روز در شب جمعه سوم ماه شعبان به مکه معظمه وارد گردید . ( ارشاد / 202

*          *         *

چون مردم کوفه در عراق از مرگ معاویه و امتناع امام حسین علیه السلام از بیعت یزید اطلاع یافتند نامه های فراوان در پشتیبانی از امام حسین علیه السلام امضاء کردند و حضرتش را به کوفه فراخواندند . آنان نوشتند : ما در انتظار تو با کسی بیعت نکرده ایم و در راه تو آماده جانبازی هستیم و بخاطر تو در نماز جمعه و جماعت دیگران حاضر نمی شویم . امام حسین علیه السلام در پاسخ به درخواستهای مردم کوفه مسلم بن عقیل را در نیمه ماه مبارک رمضان به جانب کوفه روانه کرد . و به او گفت : نزد مردم کوفه برو . اگر آنچه نوشته اند حق باشد مرا خبر ده تا به تو ملحق شوم . مسلم به روز پنجم شوال وارد کوفه شد چون خبر ورودش انتشار یافت 12000 کسب و بقولی 18000 نفر با او بیعت کردند . وی این مطلب را به امام حسین علیه السلام گزارش داد و از آن حضرت خواست به کوفه بیاید . اخبار کوفه به یزید رسید . وی در اولین عکس العمل نعمان بن بشیر حاکم کوفه را عزل و بجای او عبید الله بن زیاد را نصب کرد ( مروج الذهب 66/3 ) و به او فرمان داد که مسلم بن عقیل را به قتل برساند . ( تاریخ طبری 258/4 ) و از طرفی مزدوران خود را بسیج کرد تا امام حسین علیه السلام را در شهر مکه غافلگیر کرده ازمیان بردارد چون امام علیه السلام از توطئه سوء قصد به جان مبارکش آگاهی یافت از سر حفظ حرمت و قداست بیت الله الحرام مناسک حج را به اضطرار پایان برد و به روز هشتم ذی حجه از سال 60 هجری مکه را به قصد عراق وداع گفت . ابن عباس بعد از واقعه کربلا در نامه اش به یزید می نویسد : هرگز فراموش نخواهم کرد که حسین بن علی را از حرم پیامبر خدا ( ص ) به حرم خدا طرد کردی و آن گاه مردانی را پنهانی بر سر او فرستادی تا غافلگیر او را بکشند . سپس او را از حرم خدا به کوفه راندی وترسان و نگران از مکه بیرون شد با اینکه در گذشته و حال عزیزترین مردم بطحا بود و اگر در مکه اقامت میگزید و خونریزی در آن را روا می شمرد از همه مردم مکه و مدینه در دو حرم بیشتر فرمان برده می شد. لیکن او خوش نداشت که حرمت خانه و حرمت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را حلال شمارد. و بزرگ شمرد آنچه را که تو بزرگ نشمردی از آنجا که در نهان مردانی در پی او به مکه فرستادی تا در حرم با او بجنگند. عبید الله با حیله و تزویر مسلم بن عقیل و پناه دهنده او هانی بن عروه را در کوفه به طرز دلخراشی به شهادت رساند . ( تاریخ طبری 300/4 ) و از آنجا که می دانست امام حسین علیه السلام رو به شهر کوفه می آید سپاهی به سرکردگی حر بن یزید ریاحی برای زیر نظر گرفتن سپاه آن حضرت به منطقه قادسیه گسیل کرد . حربن یزید در محلی به نام شراف با امام حسین علیه السلام روبرو شد و سخنانی بینشان رد و بدل گردید. آن حضرت نامه های اهل کوفه را که دو خرجین بود به حربن یزید عرضه کرد و دعوت آنان را خاطرنشان ساخت و راه خود را ادامه داد . . . تا آنکه به روز دوم محرم سال 61 هجری به ناحیه نینوا وارد شد

در این زمین بود که ابن زیاد در رسید و نامه ای به حربن یزید تسلیم کرد . متن نامه این بود : آن گاه که این نامه تو را رسد و فرستاده ما پیش تو آید بر حسین سخت گیر و او را در بیابانی فرود آر که نه دژ در آن باشد و نه آب

حربن یزید در اجرای دستور ابن زیاد کاروان امام حسین علیه السلام را در نقطه ای به نام کربلا متوقف کرد . فردای آن روز عمر بن سعد فرستاده عبید الله بن زیاد نیز با چهار هزار جنگجو وارد شد . شایان گفتن است که حربن یزید پیش از شهادت امام حسین علیه السلام از کرده خود اظهار پشیمانی و توبه کرد و در جرگه یاران آن حضرت به درجه رفیع شهادت نائل آمد . عمر بن سعد سه روز مانده به عاشورا پانصد سواره بر کرانه فرات مامور کرد تا کاروان حسینی به آب دسترسی نداشته باشد. ( تاریخ طبری 311/4 و 312 ) و روز نهم محرم تاسوعا  امام حسین علیه السلام و اصحابش به طور کامل در حلقه محاصره دشمن واقع شدند و دشمن یقین کرد که دیگر برای آن حضرت یاوری نخواهد آمد . عصر تاسوعا دستور حمله و آغاز جنگ از جانب دشمن صادر گردید

امام حسین علیه السلام چون تحرکات دشمن را بدید برادرش عباس بن علی علیهما السلام را فرمود : سوارشو - جانم به فدایت ای برادر - تا آنان را دیدار کنی و بگویی : شما را چیست و چه در سر دارید ؟! و غیره

حضرت عباس علیه السلام با آنان به مذاکره پرداخت و آنان پذیرفتند که حمله را تا فردا به تعویض اندازند .  سر انجام آن فردا ( عاشورا ) فرارسید

عمربن سعد با سی هزار جنگجو حمله را آغاز کرد . ( امالی الصدوق / 101 و 374 ) و سپاه امام حسین که 32 سواره و 40 پیاده بودند ( کامل ابن اثیر 560/2 ) مردانه در برابر حملات ایستادند و شجاعانه جنگیدند و کشتند و کشته شدند . هر کس از یاران آن حضرت شهادت می یافت جای خالیش پیدا بود ولی سربازی که از سپاه یزید بر خاک می افتاد سربازی دیگر جایش را می گرفت

جنگ همچنان به راه خود ادامه می داد تا بدانجا که اصحاب امام حسین علیه السلام همگی کشته شدند . در این هنگام نوبت به خاندان حضرتش رسید . اولین کس از آنان که پای در میدان گذارد پسر مهترش علی اکبر بود. ( تاریخ طبری 341/4 ) و به دنبال او دیگر کسان امام حسین علیه السلام از جمله فرزندان امام علی و امام حسن علیهما السلام و جعفر طیار و عقیل به میدان رفتند و پس از رزمی دلاورانه شهد شهادت به کام ریختند . و عباس بن علی علیهما السلام هم که به قصد آب آوردن نبرد خویش را آغاز کرده بود مورد هجوم دشمن واقع شد و هستی خویش را فدای حسین علیه السلام ساخت

حساسترین لحظه عاشورا آن هنگام بود که عزیز زهرا و جگر گوشه مصطفی بی یار و یاور باقی ماند و دشمن از هر سو به حضرتش حمله آورد و غیره

حجاج بن عبدالله که خود در صحنه حاضر بود می گوید : به خدا هرگز شکسته ای را ندیده بودم که فرزند و کسان و یارانش کشته شده باشند و چون او ثابت قدم و آرام خاطر باشد . . . خدا پیش از او و پس از او کسی را همانندش ندیدم . وقتی حمله می برد پیادگان از راست و چپ او همچون بزغالگان از حمله گرگ فراری می شدند

همو اضافه می کند : به خدا در این حال بود که زینب دختر فاطمه به طرف آن حضرت آمد . . . در این وقت عمر بن سعد نزدیک حسین رسید . زینب به او گفت : آیا ابو عبدالله کشته می شود و تو نگاه می کنی !؟

گوید : گویی اشکهای عمر را می بینم که بر دو گونه و ریشش روان بود . وروی از زینب بگردانید . . . ( تاریخ طبری 245/4

برای امام حسین علیه السلام شش ( ارشاد / 253 ) یا نه ( تاریخ اهل البیت / 102 ) یا ده ( کشف الغمه 250/2 ) فرزند از مادران مختلف شمرده اند که از آن فرزندان علی اکبر و عبدالله شیر خوار ( علی اصغر ) در کنار پدر به شهادت رسیدند و امام سجاد علیه السلام پیشوای چهارم شیعیان گردید .


یکشنبه 22 آذر 1388

کودک:

   نوشته شده توسط:    

كودك
کدام دسته از مواد غذایی، کودکان بیش فعال را آرام می کند؟ به گزارش، «MSN» کارشناسان درباره غذاهایی که باعث آرامش کودکان بیش فعال می شود، تحقیقاتی کرده اند و در این زمینه به والدین پیشنهادهایی داده اند. سوالی که پیش می آید، این است که چگونه ممکن است غذا روی رفتار فرزند تاثیر بگذارد؟ کودکانی که غذاهای سرشار از شکر و نشاسته مانند برنج سفید و فرآورده های  آرد سفید مصرف می کنند، می توانند با کاهش مصرف قند روحیه خود را بهبود بخشند.این گونه مواد غذایی، باعث تحریک ترشح هورمون های کورتیزول و آدرنالین می شود. عملکرد هورمون هاست که ما را بدخلق، عصبی و مضطرب می کند؛ صفتی که دوست نداریم هرگز در فرزندان خود مشاهده کنیم.مواد غذایی طبیعی را جایگزین غذاهای آماده کنید؛ افزودنی های غذایی، رنگ ها و شیرین کننده های مصنوعی سیستم عصبی را بیش از حد فعال می کند. این ضرر به غیر از ضرری است که مصرف بیش از حد شکر دارد. اما مواد غذایی حاوی کلسیم، منگنز مانند سبزی، میوه مغزدار و تخمه می تواند آرام بخش باشد.برخی از غذاهای آرام بخش که توصیه می شود در رژیم غذایی فرزندانتان بگنجانید، عبارت است از:

۱ - سبزی های ترد مانند کرفس، هویج، فلفل دلمه ای، کلم بروکلی و گل کلم به همراه سس کم چرب، ماست و سالاد.

۲ - ماست کم چرب یا پنیر کم چرب مخلوط شده با میوه یا آب میوه غلیظ.

۳ - تخمه یا میوه مغزدار مانند بادام، بادام زمینی، بادام هندی، گردو، تخمه آفتاب گردان، تخمه کدو و سویا.

۴ - میوه های تازه و خشک.

۵ - کراکرهای سبوس دار با پنیر کم چرب، کره بادام زمینی، کره بادام.

۶ - غلات سالم با حداقل ۳ گرم فیبر، شیر کم چرب، بستنی تهیه شده از میوه تازه و شیرینی های خانگی را که سالم تر است جایگزین شیرینی جات ناسالم کنید، از مصرف مواد غذایی فرآوری شده حاوی افزودنی ها، نشاسته و قند، شکلات، کیک، نوشابه گازدار و... خودداری کنید.قبل یا نزدیک به ساعت خواب، کودکان باید از مصرف کافئین، شکلات، نوشیدنی با میزان قند بالا و بستنی خودداری کنند و به جای آن شیر کم چرب، فرآورده های سویا، کره بادام زمینی و پنیر مصرف کنند تا خواب آرامی داشته باشند.

منبع : khorasannews


یکشنبه 22 آذر 1388

گفتگوی مادرانه باکودک

   نوشته شده توسط:    

گفتگوی مادرانه کلید دست‌یابی به ارتباطات اجتماعی کودکانه

مادران از دیر باز برای ویژگی های اخلاقی رفتاری فرزندانشان مسئول شناخته می شدند اما نتیجه یک مطالعه که به تازگی توسط شورای پژوهش اقتصادی-اجتماعی انگلستان منتشر شده است به صحت و سقم این ادعا اعتبار بیشتری داده است.

محققین معتقدند شیوه صحبت یک مادر با فرزندش بر مهارتهای وی در جامعه پذیری و مقبولیت اجتماعی تأثیر مستقیم دارد، آنها می گویند مادرانی که با فرزندانشان درباره عواطف و احساسات خود و دیگران، راجع به تمایلات و اعتقادات مختلف صحبت می کنند، از درک متقابل و همدلی بالاتری نسبت به دیگران برخوردار هستند.  در بخش مقدماتی این مطالعه از مادران خواسته شده بود تا با فرزند سه ساله شان، درباره تعدادی عکس که به ترتیب کودکی خوشحال را در حال خروج از مدرسه و در میان کسانی که به استقبال وی آمده بودند نشان می داد، بررسی های ابتدایی حاکی از آن بود که وقتی مادری درباره خصوصیات اخلاقی یا خلق و خوی افرادی که در عکس ها حضور دارند به تفصیل و حتی با خیال پردازی های کودکانه صحبت کرده بود فرزندش حتی تا یکسال بعد عملکرد بهتری در برقراری روابط اجتماعی در مقایسه با همتایان خود داشت. نیکولا یول سرپرست گروه مطالعاتی ،روانشناس و سخنگوی ارشد دانشگاه ساسکس انگلستان در این باره می گوید؛ از حدود سن ۳-۴ سالگی یک کودک می توان تخمین بالنسبه معتبری درباره محدوده درک و بینش وی در سنین ۸-۹ سالگی وی به دست آورد. اما توان این پیش بینی در سنین ۱۰-۱۲ سالگی به سرعت رو به کاهش می گذارد، زیرا هر چه کودک بزرگتر می شود زمان کمتری را در خانه و درکنار مادرش می گذراند و به طور عمده تحت تأثیر آموزگاران و گروه همسالان خود قرار دارد. یک کودک در سن ۱۲ سالگی در آغاز نوجوانی است و گاه میتواند در درک مفاهیم پیچیده تر اجتماعی نیز همچون بزرگسالان عمل کند. در آزمون دیگری کودکان ۸ ساله یا بزرگتر به تماشای یک ویدئو کلیپ از سری برنامه های تلویزیون دولتی انگلیس پرداخته و از آنان خواسته شد تا به پرسش های مطرح شده درباره موضوعات فیلم که اکثرأ به روابط فیما بین همکاران در ادارات مربوط می شود پاسخ دهند. به طور مثال آنان میبایست درباره شخصیت اصلی فیلم که ناخواسته موجب شرمندگی دیگران میشد و احساسات طرفین درگیر با وی به قضاوت بنشینند و در یک موقعیت فرضی مشکلات بین آنان را حل کنند. نانسی وایزمن روانشناس ساکن در جورجیا که در مطالعه حاضر شرکت ندارد می گوید؛ توان برقراری ارتباط همدلانه مهمترین مهارت آموختنی و مورد نیاز بشر است و در هر لحظه از زندگی روزمره موقعیتی استثنایی برای آموختن آن وجود دارد. نیکلا یول و همکارانش خواستار آن هستند تا برای والدین خصوصأ برای مادران نمایش فیلم و دوره کارگاه آموزشی گفتگوی مؤثر برگزار شود و با ارزیابی تأثیر آن بر مهارت های اجتماعی فرزندان خصوصأ بر مهارت همدلی، زمینه همگانی شدن این آموزش ها را فراهم آورند. دلیل تمرکز برنامه آموزشی بر پدران آغاز این مطالعه در ۱۴ سال قبل بود و در آن زمان کمتر پدری را میتوان یافت که وقت کافی برای فرزند خود بگذارد اما مسلمأ شرایط فعلی بسیار متفاوت از آن روزهاست. روانشناسان بسیاری با توجه به نکاتی که بر شمرده شد از آن پس پیشنهاد می کنند که از کوچکترین فرصت ها نیز نگذریم؛ هنگام تماشای یک فیلم اگر بازیگری بر سر دیگری فریاد کشید راجع به دلیل آن، احساس طرف مقابل و قضاوت شخصی خود و هنجار های اجتماعی موجود صحبت کنیم وبا اینکار بر گستره معلومات عاطفی فرزندانمان بیفزاییم. دان هابنر روانشناس دیگری که درنیوهمپشایر سکونت دارد در این باره اعتقاد دارد که کودکان ۶ تا ۱۲ساله عواطف گوناگونی را تجربه می کنند اما دایره لغاتی که برای ابراز آنها می شناسد بسیار محدودتر از آن عاطفه هاست و همین مطلب باعث می شود که غنای حسی لازم راپیدا نکند واین مکالمات خانوادگی است که می تواندبه گسترش این دایرةالمعارف یاری رساند. در عرصه عمل نیزمثال های روشنی در این زمینه وجود دارد، هنگام بازی کردن دو کودک، اگر یکی از آنها اسباب بازی دیگری را گرفت به جای آنکه تنها توصیه به باز گرداندن آن بکنیم راجع به احساس غم و اندوه آن کودک و سپس از شیرینی سپاس و حق شناسی به زبان کودکانه بگوییم کمک شایانی به رشد ظرفیت های روانی آتی آن فرد کرده ایم. البته لازم به ذکر است درک و مهارت های اجتماعی به تنهایی ضامن رفتار شایسته فرد نیست و تنها در صورت وجود الگوی سالم و سازنده میتواند کامل و سودمند شود. بدون وجود چنین الگویی کودکانی که مهارت ابراز آزادانه احساساتشان را از طریق گفتگو فرا گرفته اند می توانند بسیار مخرب عمل کنند ، پس لازم است همراه آن کنترل شخصی را نیز فرا گیرند. روان شناسان دخیل در این پروژه پژوهشی-آموزشی می گویند که والدین می باید قادر باشند ساختار منظم و حریم و محدوده معینی را برای فرزندانشان تعریف و اعمال کنند. آموزش قاطعیت به کودک از طریق شناسایی مناطق ممنوعه به وی می گذرد، کودک باید بداند وقتی ناراحت یا عصبانی است می تواند بر سر عروسک هایش فریاد بکشد اما اجازه ندارد این عمل را عینأ با پدر و مادرش تکرار کند.

منبع : میعادگاه


سه شنبه 10 آذر 1388

قسمت های تشکیل دهند گیاهان

   نوشته شده توسط:    

از مجموع چند بافت یک اندام پدید می‌آید. در گیاهان دانه‌دار اندامهای رویشی و زایشی وجود دارند. اندامهای رویشی شامل ریشه ، ساقه ، برگ و اندامهای زایشی شامل گل ، میوه و دانه است. ریشه و ساقه را از آن جهت اندامهای رویا می‌نامیم که با جذب آب و نمکها و انجام فتوسنتز سبب ماده سازی ، رشد و رویش گیاه می‌شود. در گیاهان دانه‌دار محصول فعالیت اندامهای زایا تشکیل سلول تخم و سپس دانه است.



تصویر

ریشه

به استثنای خزه گیان و چند گونه از نهانزادان آوندی که فاقد ریشه‌اند در بقیه گیاهان این اندام به شکلهای مختلف وجود دارد. در ریشه و ساقه نهاندانگان دولپه‌ای دو نوع ساختار ممکن است وجود داشته باشد. ساختار نخستین و ساختار پسین. ساختار نخستین ، ساختمانی است که در ابتدا در ریشه و ساقه وجود دارد و ساختار پسین ، ساختاری است که در نتیجه رشد قطری ساقه و یا ریشه در این اندامها بوجود می‌آید. در واقع در گیاهان چوبی (غیر علفی) در نتیجه رشد و نمو قطری ، بافتهای جدیدی ساخته و به بافتهای قبلی ضمیمه می‌شود. این بافتهای جدید در مجموع ساختار پسین نامیده می‌شود. رشد پسین ریشه مربوط به فعالیت دو لایه زاینده کامبیوم و فلوژن است.

نقش ریشه

نقش اصلی ریشه در زندگی گیاه ، جذب آب و نکهای کانی و نگاهداری گیاه در خاک است.

انواع ریشه

بر حسب منشا تشکیل ریشه دو نوع ریشه راست و افشان تشخیص داده می‌شود. اگر منشا ریشه ، ریشه‌چه گیاه نباشد، چنین ریشه‌ای را نابجا گویند. ساختار ریشه در ارتباط با نقش آن تغییر می‌کند و در نتیجه انواع ریشه ایجاد می‌شوند که عبارتند از: ریشه‌های ذخیره‌ای یا غده‌ای، ریشه‌های هوایی (مانند ریشه‌های نگاهدارنده ، ریشه‌های بالارونده یا چسبنده) ، ریشه‌های انگلی و ریشه‌های تنفسی.

آناتومی ریشه

ساختار بیرونی ریشه در پایین بخش تارهای کشنده به‌ ترتیب از بالا به پایین عبارتند از: منطقه نمو ، منطقه مریستمی و کلاهک . در دو‌لپه‌ایها ، بافتهای مختلف ریشه از تکثیر سه یاخته بنیادی تشکیل می‌شوند. در بازدانگان ، بافتها از تکثیر دو یاخته بنیادی و در تک‌لپه‌ایها از تکثیر پنج گروه یاخته بوجود می‌آیند.



تصویر

ساقه

وظیفه ساقه

ساقه بخشی از محور اصلی گیاه است که نقشهای نگهداری ، هدایت ، تولید بافتهای جدید ، اندوختن مواد و فتوسنتز را به عهده دارد.

انواع ساقه

ساقه را از نظر محیط زندگی به سه گروه: ساقه‌های آبی ، ساقه‌های هوایی و ساقه‌های زیرزمینی تقسیم می‌کنند. ساقه‌های هوایی و زیرزمینی را به حسب طول عمر ، نوع گیاه و نحوه رشد به چهار گروه: ساقه‌های بازدانگان و دولپه‌ایهای چوبی ، ساقه‌های گیاهان دولپه‌ای علفی ، ساقه‌های گیاهان تک‌لپه‌ای و ساقه‌های تغییر شکل یافته تقسیم می‌کنند.

بخشهای مختلف ساقه

در روی ساقه بخشهایی دیده می‌شوند که عبارتند: جوانه انتهایی ، جوانه‌های جانبی مولد برگ و گل ، اثر برگ ، اثر دسته آوند ، گره ، میانگره و عدسک (در شاخه‌های مسن) . جوانه‌ها را بر حسب محل استقرار آنها بر روی ساقه به جوانه‌های انتهایی ، جانبی ، فرعی و نابجا تقسیم می‌کنند.

تغییر شکل ساقه

تغییر شکل ساقه اغلب با تغییر نقش آن همراه است. مهمترین ساقه‌های تغییر شکل یافته عبارتند از: ساقه‌های خزنده ، ساقه‌های زیرزمینی ، ساقه پیچنده ، ساقه‌های برگ نما ، ساقه‌های گوشتی و ساقه خارنما.

رشد ساقه

رشد ساقه به دو صورت طولی و قطری است. در قسمت انتهایی هر ساقه مریستم انتهایی قرار دارد که در اثر تقسیم و تمایز یاخته‌های آن سه نوع بافت مریستم نخستین به نامهای پروتودرم ، مریستم زمینه‌ای و پروکامبیوم بوجود می‌آیند. پروتودرم بشره را تولید می‌‌کند. بافتهای نخستین پوست مغز و گاهی اشعه مغزی از مریستم زمینه‌ای بوجود می‌آیند. پروکامبیوم از خارج آوندهای آبکش و از داخل آوندهای چوبی را ایجاد می‌کند.



تصویر

برگ

بیشتر برگها دارای پهنک و دمبرگ هستند و در برخی نیام و گوشوارک نیز دیده می‌شود. نیام به بخش نسبتا پهن پایین دمبرگ گفته می‌شود که کم و بیش ساقه را دربرمی‌گیرد. گوشوارکها ضمایمی هستند که در محل اتصال دمبرگ به ساقه در بعضی گیاهان دیده می‌شوند. در ساختار پهنک سه بخش مشخص وجود دارند که عبارتند از: روپوست ، میانبرگ و دسته‌های آوندی . روپوست زبرین و زیرین پهنک را پوشانده است. این سلولها در بعضی نهانزادان آوندی مانند سرخسها دارای کلروپلاست‌ هستند و به خاطر زیستن در ناحیه مرطوب لایه کوتینی نازکی دارند.

سلولهای روپوست خاستگاه انواع کرکها هستند. میانبرگ به پارانشیمی که بین روپوست زیرین و زبرین وجود دارد گفته می‌شود. در میانبرگ اکثر برگها دو نوع پارانشیم نرده‌ای و اسفنجی وجود دارد. سلولهای میانبرگ اسفنجی بطور معمول کروی و سلولهای استوانه‌ای زیر اپیدرم و در زیر آن سلولهای اسفنجی قرار می‌گیرند. در تک‌لپه‌ایها میانبرگ معمولا اسفنجی است. دسته‌های آوندی رگبرگهای برگ را می‌سازند. هر دسته آوندی بوسیله غلاف آوندی احاطه می‌شوند. دمبرگ و نیام ساختاری مشابه پهنک برگ دارند.

گل

گل اندامی است که اعمال تولید مثلی گیاه در آن صورت می‌گیرد. هر گل از اندامهای پوششی و زایشی تشکیل شده است. کاسبرگها و گلبرگها اندامهای پوششی گل هستند که حفاظت همه بخشهای گل را بر عهده دارند. نافه و (مادگی و ساختمان آن|مادگی)) اندامهای زایشی گل‌اند. نافه گل مجموعه‌ای از پرچمهاست که هر یک از پرچمها از میله و بساک تشکیل می‌یابند.

دانه گرده در اثر
تقسیم میوز بوجود می‌آید و دارای دو هسته روینده زاینده است. مادگی از سه بخش تخمدان ، خامه و کلاله تشکیل شده است گلها از نظر ساختار متنوع‌اند و به صورت کامل ، ناقص ، نر و نرماده دیده می‌شوند. طرز قرار گرفتن گلها را روی شاخه‌ها گل آذین می‌نامند تشکیل گل طی سه مرحله صورت می‌گیرد که یکی از علل تشکیل آن برداشته شدن عوامل خواب از روی مریستمهای خفته است.



تصویر

میوه

فرآیند تولید مثل گیاهان گلدار با ظهور گل آغاز می‌شود و با تشکیل دانه پایان می‌یابد.پس از لقاح تخمک به دانه و دیواره‌های تخمدان به صورت میوه تغییر شکل می‌دهند. تغییر شکل تخمدان به میوه ممکن است بدون عمل لقاح نیز صورت گیرد. تخمدان رشد یافته را میوه گویند. در بسیاری از میوه‌ها بخشهای دیگر گل همراه با تخمدان رشد می‌کنند. تشکیل میوه عموما پس از گرده افشانی و لقاح آغاز می‌شود. بافت دیواره تخمدان ضمن تحولاتی فرا بر میوه را بوجود می‌آورد. که از سه لایه درون‌بر ، میان‌بر و برون‌بر تشکیل شده است. میوه گیاهان اصولا دو نوع هستند. میوه‌های ساده که از رشد یک تخمدان حاصل می‌شود و میوه‌های مرکب از رشد چند تخمدان حاصل می‌شوند.

دانه

بعد از لقاح مضاعف تخمک به دانه تبدیل می‌شود. دانه رسیده از سه بخش تشکیل شده است.


  • پوشش دانه: که از یک یا دو پوسته تخمک بوجود می‌آید.
  • آندوسپرم: که ممکن است به مقدار زیاد یا کم وجود داشته باشد.
  • جنین: که از رشد آن گیاه جوان بوجود می‌آید. دانه پس از تشکیل وارد زندگی می‌شود تا شرایط لازم برای رویش آن فراهم گردد.
  • منبع: سایت رشد


سه شنبه 10 آذر 1388

میوه ها

   نوشته شده توسط:    

در جریان تبدیل تخمک به دانه ، جدار تخمدان نیز بر اثر رشد و تغییرات تبدیل به میوه شده، دانه را دربرمی‌گیرد. دانه‌های درون میوه بر اثر باز شدن یا شکستگی و یا تخریب جدار میوه از آن آزاد شده یا در آن باقی می‌مانند مانند میوه‌های ناشکوفا . در برخی از گیاهان تخمدان بدون تلقیح تخمک به میوه تبدیل می‌شود. این قبیل میوه‌ها را میوه بکر (پارتنوکارپیک) می‌گویند.

با رشد و تحولات
جدار تخمدان و تبدیل آن به میوه ، سایر بخشهای مادگی معمولا از بین می‌روند. در برخی از گیاهان قسمتهایی از گل به صورت زوایدی که سبب سهولت پراکنش میوه می‌شود در آن باقی می‌مانند. مانند میوه آلاله ، شقایق و فندق. اگر مادگی از برچه‌های جدا از هم تشکیل شده باشد، هر برچه آن ایجاد میوه مستقلی را می‌کند و مجموعه‌ای به نام میوه مرکب روی نهنج بوجود می‌آید مانند میوه آلاله و ماگنولیا.



تصویر

ساختمان میوه رسیده

میوه مرکب از سه بخش زیر است.
  • برون‌بر ، که از اپیدرم خارجی تخمدان بوجود می‌آید.
  • میان‌بر ، که از مزوفیل یا پارانشیم برگ برچه‌ای (اسپوروفیل) حاصل می‌شود.
  • درون‌بر ، با آنکه ظاهرا اپیدرم داخلی تخمدان به نظر می‌آید، ولی از لایه داخلی اپیدرم و از پارانشیم جدار تخمدان ناشی می‌شود. حد رشد و توسعه قسمت مختلف جدار میوه ، یا دوام آنها نسبت بهم برابر نیست.

میوه‌های گوشتی

در میوه‌های گوشتی ، فرابر از سلولهای آبدار و اپیدرم از سلولهای درشت و گاه پوشیده از کرکهای پرز مانند تشکیل می‌یابد. میان‌بر میوه‌های گوشتی را نوعی بافت پارانشیم مرکب از سلولهای درشت آبدار ، با جدار نازک سلولزی و واکوئل بزرگ محتوی مواد ذخیره‌ای فراوان تشکیل می‌دهد. مواد اندوخته در سلولهای میان‌بر و میوه‌ها بسیار متفاوت و بطور کلی مرکب از قندها و اسیدهای آلی ، مواد روغنی و گاهی نشاسته و رنگیزه‌های آنتوسیانیک یا کاروتنوئید است.

درون بر میوه‌های گوشتی ممکن است آبدار و یا به صورت پرده نازکی درآید. در حالت اخیر میوه تقریبا تماما گوشتی می‌شود که به آن میوه سته می‌گویند. در بعضی از میوه‌های گوشتی درون‌بر و حتی بخشهای میان بر نیز چوبی و استخوانی شده، تشکیل هسته را می‌دهند. به میوه‌های دارای هسته مانند
گیلاس و هلو میوه‌های شفت می‌گویند.



تصویر

میوه‌های خشک

در این میوه‌ها فرابر ، خشک و غیر قابل نفوذ شده، در هنگام رسیدن دانه‌ها ، بخش رویی آن به صور و اشکال مختلف تحلیل رفته، حالت غشایی پیدا می‌کند. بدیهی است در طبیعت فقط همین دو نوع میوه ، یعنی خشک و آبدار وجود نداشته، بلکه صور حد واسط بین میوه خشک و آبدار بسیار فراوانند.

پراکنش دانه و بذر افشانی

خروج و پراکندگی دانه از محفظه تخمدان را بذر افشانی می‌گویند. بذر افشانی در میوه‌های آبدار گوشتی بر اثر تاثیر عوامل بیولوژیک مانند باکتریها و قارچها صورت می‌گیرد. بذر افشانی در میوه‌های خشک ممکن است بر اثر مکانیسم خاصی که منجر به شکوفایی میوه می‌شود صورت گیرد و یا دانه هنگام رویش درون میوه باقی می‌ماند. بنابراین میوه‌های خشک را می‌توان به 2 گروه شکوفا و ناشکوفا تقسیم نمود.

میوه‌های خشک ناشکوفا

برون بر آنها تا موقع جوانه زدن دانه به آنها دربرمی‌گیرد. این دسته از میوه‌های خشک غالبا تک دانه‌ای بوده و از نظر ساختمان برون‌بر و جنس مادگی دارای انواع مختلف زیر هستند.
  • فندق: میوه‌ای یک برچه‌ای با فرابر کم و بیش چوبی شده است. در آلاله‌ها که مادگی مرکب از برچه‌های متعدد است میوه نیز مرکب از فندقه‌های متعدد است.




تصویر

  • فندقه‌های بالدار: برون‌بر این فندقه‌ها تبدیل به بالی غشایی و بادار می‌شود. ثمرها ممکن است مانند ثمر نارون یا زبان گنجشک ساده یا مانند ثمر افرا از یک تخمدان دو برچه‌ای بوجود آمده، دو گانه و کنار هم قرار گیرند. به ثمرهای دوتایی دی سامار می‌گویند.

  • گندمه: در این فندقه‌ها که مخصوص گیاهان تیره گندم هستند، قشر آلبومین پوشش دانه را کاملا جذب کرده کم و بیش به برون‌بر می‌چسبند.

میوه‌های خشک شکوفا

در موقع رسیدن دانه‌ها باز شده، دانه رها می‌شوند. این میوه‌ها معمولا محتوی چندین دانه، ندرتا مانند میوه ماگنولیا دارای یک دانه‌اند. میوه‌های شکوفا ممکن است از مادگی یک برچه‌ای یا از مادگی چند برچه‌ای پیوسته و یا جدا از هم بوجود آمده و دارای حالات زیر هستند.

میوه‌های که از یک یا چند برچه جدا از هم حاصل می‌شوند.

  • برگه: میوه‌هایی هستند که از برچه‌های آزاد بوجود آمده، با ایجاد دیواره بین برچه‌ای، برچه‌ها از یکدیگر جدا و باز می‌شوند. مانند برگه (فولیکول) گیاهان ماگنولیا ، آلاله و بارهنگ آبی.

  • نیام: میوه‌هایی هستند که در اغلب گیاهان تیره نخود از مادگی یک برچه‌ای بوجود آمده، در هنگام رسیدن با دو شکاف طولی باز می‌شوند.

میوه‌هایی که از برچه‌های پیوسته و یا متصل بهم با تمکن محوری یا جانبی بوجود می‌آیند.

مانند میوه کپسول که از فراوان‌ترین نوع میوه در غالب گیاهان هستند.

میوه‌های سته




تصویر

میوه‌های شفت

درون‌بر در میوه‌های شفت چوبی یا غضروفی است. میوه‌های شفت نیز دو نوع یک خانه‌ای و چند خانه‌ای دارند.

میوه‌های کاذب

این میوه‌های از تغییر اندام‌های مختلف گل (به جز تخمدان) و رشد آنها مانند نهنج گل ، محور گل ، نهنج مشترک چندین گل و یا اساسا یک گل آذین کامل بوجود می‌آید. بهترین مثال این نوع میوه‌ها که از تغییر شکل گل آذین حاصل می‌شوند میوه توت و شاه توت هستند که در عین حال از میوه‌های مرکب نیز می‌باشند.

میوه‌های مرکب

میوه‌های مرکب که در عین حال میوه کاذب نیز هستند از اتحاد و تجمع میوه‌های ساده و بهم فشرده، مانند میوه توت و میوه اکثر گیاهان گل شیپوری تشکیل می‌یابند.

منبع : سایت رشد


سه شنبه 10 آذر 1388

گلها

   نوشته شده توسط:    

گل اندام زایشی در گیاهان است. گل از نظر زیباسازی محیط و تولید میوه و دانه که از مواد غذایی مهم به شمار می‌آیند اهمیت زیادی دارد. مراحل اصلی تولید مثل جنسی یعنی میوز و لقاح درون گل انجام می‌گیرد. پیدایش دانه فرایند تولید مثل جنسی را کامل می‌کند و پیدایش جنین درون دانه اولین مراحل دوران حیات گیاه جوان است.

ساختمان گل

گلها از نظر شکل و اندازه و رنگ بسیار متنوعند و از نظر تعداد و آرایش نیز تنوع زیادی دارند. و بعضی گلها مانند عدسک آبی به زحمت دیده می‌شوند و بعضی دیگر بسیار بزرگتر. گل معمولا 4 بخش دارد که عموما روی دوایر متحدالمرکز قرار دارند این چهار بخش عبارتند از: کاسه گل (کاسبرگها) ، جام گل (گلبرگها) ، نافه گل (پرچمها) و برچه (مادگی). این چهار بخش گل معمولا به نهنج گل که در انتهای دمگل قرار دارند متصلند.

کاسه گل (کاسبرگها)

کاسه گل معمولا سبز رنگ است و در غنچه‌ها بخشهای گل را می‌پوشاند. کاسه گل معمولا از تعدادی کاسبرگ جدا از هم و یا چسبیده بهم تشکیل شده است.

جام گل (گلبرگها)

جام گل معمولا قسمت رنگی گل است جام گل از قطعاتی فاقد کلروفیل به رنگهای گوناگون ، به نام گلبرگ تشکیل شده است. گلبرگها ممکن است جدا از هم و یا چسبیده به هم باشند.



تصویر

نافه گل (پرچمها)

مجموعه‌ای از چند پرچم که غالبا جدا از هم هستند تشکیل شده است. هر پرچم دارای یک میله است که در انتهای آزاد آن بساک قرار دارد، بساک محل تولید دانه گرده است. ساختمان بساک معمولا دارای دو قسمت استوانه‌ای است که بوسیله بافتی پارانشیمی در تمام طول به هم چسبیده‌اند. هر قسمت دو حفره به نام کیسه گرده دارد. دانه‌های گرده درون کیسه گرده تولید می‌شوند. در بساک رسیده شکافی در دیواره هر قسمت استوانه‌ای بساک ظاهر می‌شود و باعث پراکنده شدن دانه‌های گرده می‌شود.

مادگی گل (برچه)

هر برچه از سه قسمت تشکیل شده که شامل کلاله ، خامه و تخمدان می‌باشد. تخمدان بخش زیرین برچه و درشت‌تر از دو قسمت دیگر است. درون تخمدان یک یا چند تخمک وجود دارد خامه دراز است و در انتها به کلاله ختم می‌شود. برچه را برگی تغییر شکل یافته می‌دانند و این به دو علت است:

  • برچه در مراحل اولیه رشد به برگ شباهت دارد.
  • در مراحل رشد تکامل گل شباهت برچه به برگ مشاهده می‌شود.




 

خامه

خامه میله درازی است که به کلاله ختم می‌شود. خامه در بعضی گلها دراز و در عده‌ای کوتاه است. هر رشته کاکلی ذرت که روی بلال دیده می‌شود یک خامه است. خامه از سلولهای پارانشیمی ساخته شده که رابط تخمدان با بخش حجیم مادگی است.

کلاله

بخش پهن انتهای خامه است که لوله‌های ترشحی آن ماده مغذی چسبناک را می‌سازند که برای رویش دانه گرده لازم است. کلاله در بیشتر گلها پس از گرده افشانی پژمرده می‌شود، سطح کلاله در اکثر گیاهان دارای یاخته‌های کرک مانند و کوتاهی است که در جذب و نگهداری گرده موثرند.

تخمدان

در نهاندانگان محفظه بسته‌ای است که از برچه‌های بسته یا از پیوستگی لبه‌های برچه‌های باز تشکیل می‌شود. برچه‌ها تخمک ساز هستند و منشا برگی دارند. میوه تخمدان رشد یافته است.

 

منبع: سایت رشد


سه شنبه 10 آذر 1388

گیاهان

   نوشته شده توسط:    

تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهرا" به نظر می رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیــــاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده اند ، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج " گیاه"است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می کنیم که عموما" فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه ، ساقه و برگ می باشند. اما از نظر گیاه شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه ، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم ، گیاهان آوندی می باشند.img/daneshnameh_up/8/8c/leafs..jpg

تعریف دیگر گیاه که گسترده تر (فراگیرتر) می باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست .اما در بین فتواتوتروپها ، پروکاریوتهایی ( پیش هسته) مخصوصا" باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات ( به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می نامند.در اینجا این مشکل بوجود می آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می باشد ( حوزه قارچها)، و اصلا" فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار( saprophytic) می باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.

گیاهان تقریباٌ در همه جای گیتی می رویند گلها علفها و درختان را تقریباٌ هر روزه می بینیم. گیاهان همچنین بر فراز کوههای بلند در اقیانوس ها در بسیاری از بیابانها و در نواحی قطبی می رویند. بدون گیاهان، آدمیان و جانوران نمی توانستند در کره زمین زندگی کنند. آدمی بدون هوا یا خوراک نمی تواند زندگی کند و همچنین بدون گیاهان نمی تواند زنده بماند. اکسیژن موجود در هوا که تنفس می کنیم از گیاهان فراهم می آید. خوراکی که می خوریم نیز از گیاهان یا از جانوران گیاه خوار بدست می آید.
در خانه سازی و بسیاری از چیزهای سودمند را از کنده و تخته و الوار درختان و خیلی از پوشاکهای ما از الیاف گیاهی از قبیل پنبه فراهم می گردد.

دانشمندان عقیده دارند که بیش از 350000 گونه و نوع گیاه شناخته شده اما هنوز بسیاری از گیاهان ناشناخته مانده است. کوچکترین گیاه دیاتوم می باشد که تنها با
میکروسکوپ می توان آن را دید حتی ممکن است یک قطره آب بیش از 500 دیاتوم در خود شناور داشته باشد.

بزرگترین گیاه زنده دنیا درخت سکویا در
کالیفرنیا می باشد که بیش از 90 متر بلندی و بیش از 9 متر پهنا دارد.

برخی از درختان در کالیفرنیا هستند که عمر 4000 تا 5000 ساله دارند. دانشمندان همه موجودات زنده را به دو گروه اصلی و عمده تقسیم کرده اند.

به بیان دیگر می توان گفت که فرق عمده میان گیاهان و جانوران آن است که گیاهان در جایی ثابت هستند در حالی که تقریباٌ همه جانوران با نیرو و اراده خود حرکت می کنند.

بیشتر گیاهان خوراک خود را از هوا نور
خورشید و آب می گیرند. جانوران نمی توانند برای خود خوراک بسازند. از این رو گیاهان یا جانوران گیاهخوار را می خورند. پایه و اساس واحد اصلی و آجر ساختمان موجود زنده یاخته یا سلول می باشد و از این جهت گیاه و جانور با هم تفاوت دارند زیرا بیشتر گیاهان سلول های دیواره ای کلفت حاوی ماده ای بنام سلولز دارند یاخته های جانوری ماده سلولز ندارد.
برخی چیزهای زنده که به نظر می رسد به خانواده و قلمرو گیاهان و جانوران وابسته نیستند. و این موجود تک یاخته ارگانیزم های شامل
باکتری و اشکال دیگر زندگی است که تنها با میکروسکوپ قابل دیدن است. بیشتر دانشمندان عقیده دارند که به خانواده خود وابسته هستند یعنی موجودی که نه گیاه است و نه جانور.

از گیاهان برای آدمی خوراک، پوشاک، پناهگاه یعنی مهمترین نیازهایشان فراهم می شود. بسیاری از ما ازداروهایی که از گیاهان ساخته می شود یا مستقیماٌ از خود گیاهان دارویی است سود می جوییم. بعلاوه از گیاهان در مصارف زیبا سازی و لذت بخش کردن زندگی سود جسته می شود.

img/daneshnameh_up/9/9f/trees.jpg



 


ادامه مطلب

یکشنبه 1 آذر 1388

درختان

   نوشته شده توسط:    

درخت را می توان بعنوان یک گیاه بزرگ چوبی چند ساله تعریف کرد.اگرچه تعریف ثابتی درباره اندازه آن وجود ندارد ، می توان گفت یک درخت بالغ معمولا" دارای ارتفاع حداقل 5/4 متر ( 15 فوت) بوده و شاخه های آن به یک ساقه اصلی متصل هستند.درختان اجزای مهمی از مناظر طبیعی و عناصر ضروری در ساخت فضای سبز به شمار می روند.
درختان در مقایسه با سایر گونه های گیاهی عمر طولانی تری دارند. گونه های کمی از درختان بیش از 100 متر رشد کرده ( 300 فوت) و بعضی از آنها چند هزارسال عمر می کنند.

اجزای تشکیل دهنده درخت عبارتند از :
ریشه ها ، ساقه« ها) ، شاخه ها ، شاخچه ها و برگها. ساقه درخت بیشتر ازبافتهای نگهدارنده و انتقال تشکیل شده است ( آوند چوبی و آبکش). درواقع چوب از سلولهای آوند چوبی و پوست اساسا" از آوند آبکش تشکیل شده است.
هنگامیکه درخت رشد می کند حلقه های رشد را بوجود می آورد که در آب و هوای معتدل با شمردن آنها می توان عمر درخت را تعیین نمود همچنین با استفاده ازاین حلقه ها درعلم دارزمان شناسی
«dendrochronology) عمرالوار و زیرکارهایی که در گذشته از درختان ساخته شده اند مشخص می شود. ریشه های درخت که عموما" درون زمین قرار دارند لنگرگاه اندامهای بالای سطح زمین بوده و آب و مواد غذایی را از خاک جذب می کنند.
بیرون زمین ، ساقه درخت موجب ارتفاع شاخه های برگدار شده و در رقابت با سایر گونه های گیاهی به جذب
نور خورشید کمک می کنند. در بسیاری از درختان ترتیب شاخه ها موجب حداکثر تماس برگها به نور خورشید می شود.

گروه کوچکی از درختان که در کنار هم
رشد می کنند را بیشه یا درختستان و چشم اندازی را که با درختان بسیار زیادی پوشیده شده جنگل می نامند. چندین زیست جـــای مثل جنگل استوایی و تایگا ، بیشتر با درختانــــــی که در آنها وجود دارند مشخص می شوند. درختان بلند اما پراکنده ای که بین آنها مرغزار وجود دارد ساوانا نامیده می شود.

تمامی درختان اندامهایی را که دربالا به آنها اشاره شد ندارند مثلا" بیشتر
نخلها فاقد شاخه، کاکتوسهای ساگوارو در آمریکای شمالی فاقد برگهای کارکردی و سرخسهای درختی فاقد پوسته می باشند و غیره.
با این وجود تمام اینها برحسب اندازه و شکل زمختی که دارند جزو درختان محسوب می شوند. در واقع گاهی اوقات اندازه، مهمترین عامل است . گیاهی که شبیه درخت است اما معمولا" کوچکتر و دارای چند ساقه و(یا) شاخه هایی نزدیک سطح زمین می باشد
درختچه نامیده می شود. بنابراین امکان تمایز مشخصی بین درخت و درختچه وجود ندارد.
از نظر فنی گیاهان
بنسای را برحسب اندازه آنها نمی توان جزو درختان به حساب آورد اما نباید با اشاره به یک گونه که دارای نمونه هایی با اندازه یا شکل جداگانه هستند گمراه شد. یک نهال صنوبرهیچ تناسبی با تعریف درخت ندارد ولی کلیه صنوبرها جزو درختان محسوب می شوند.

در
اسطوره شناسی و ادیان ، درختان بصورت نمادهای مهمی بکار می روند. مثلا Yggdrasil در در اسطوره شناسی اسکاندیناوی ، درخت کریسمس که از اسطوره شناسی آلمانی گرفته شده ، درخت آدم و حوا در یهودیت و مسیحیت و درخت بودا در آئین بودا. در بعضی از ادیان مانند هندو اعتقاد بر این است که درختان ، منازل ارواح درختان هستند.

درختان خانواده های گیاهان بسیار متوعی وجود دارند لذا گونه های مختلفی از انواع و اشکال برگ ، پوسته ،
گل ، میوه و...را دارا هستند. احتمالاسرخسهای درختی نخستین درختان بوده اند که در جنگلهای پهناور رشد کرده اند. بعدا بازدانه ها ، گینکگوها وسرخسهای نخلی پدیدار شدند.
امروزه بیشترین گونه های درختان ، مخروزاها و
گیاهان گلدار می باشند.

منبع : سایت مدارس ایران

 


تعداد کل صفحات: 2 1 2